داستان نی اولین داستان مولوی در مثنوی اوست . مولوی شناسان می گویند داستان نی جامع ترین بخش مثنوی بوده که تمام بخش های دیگر مثنوی در حقیقت توضیح و تفسیر همین داستان است . در این داستان ، آواز نی نجوای ناله گون کسی است که از اصل خود بریده شده وهم اکنون آه و ناله اش مرد و زن را به گریه انداخته است . او در جستجوی سینه ای است تا درد خود را که همانا اشتیاق بازگشت به سرزمین مادری است برایش تعریف کند . ناله نی هر اجتماعی را درنوردیده و با هر جمعیتی دمخور و همنشین بوده است . هر کسی با گمان خود به همنشینی نی رفته است چه آنان که شاد و خندانند و چه آنان که غمگین و افسرده اند ، اما ناله نی سخن از رازی جاودانه می گوید :
کز نیستان تا مرا ببریده اند
از نفیرم مرد و زن نالیده اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی که دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوش حالان شدم
سر من از ناله من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
تن زجان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست
نوای غمگنانه نی ، باد دمنده و نوازنده آن نیست بلکه آتش عشقی است که در نی افتاده و او را تا حد سوختن برده است . نی هم درد است و هم درمان ، هم زهر است و هم شفا . نی یگانه هم نشینی است که عاشق و مشتاق بوده و حدیث عشق مجنون و پرخون و پر دردسر را نجوا می کند :
نی حریف هر که از یاری برید
پرده هایش پرده های ما درید
نی حدیث راه پر خون می کند
قصه های عشق مجنون می کند
محرم این هوش جز بیهوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
مولوی در داستان نی به دنبال تشریح جایگاه عشق است . او بانگ وفریاد نی را حاصل عشقی می داند که همچون آتش در جانش افتاده و او را به جوش و خروش واداشته است . از نظر مولوی عشق عامل پاکی و رهایی از هر عیب و نقصی است . عشق طبیب و درمان همه بیماری های روحی و روانی انسان می باشد . او در تبیین اهمیت عشق و عاشقی به داستان حضرت موسی اشاره می کند که از خدا خواست تا بر او ظاهر شود . خداوند موسی را به مشاهده کوه طور و حادثه ای که با جلوه خدا بر آن کوه رخ می دهد فرا می خواند . وقتی خداوند بر کوه جلوه می کند کوه از هم پاشیده شده و محو میگردد و موسی نیز بیهوش بر زمین می افتد . مولوی از هم پاشیده شدن کوه را حاصل عشق می داند و محو شدن آن را با از خود بیخبری عاشق در معشوق مقایسه می کند . او می گوید کوه که بی جان و بی روح بود چون عاشق شد ، عشق روح او گردید و سپس حرکت کرد و به رقص آمد . پس برای دیدن معشوق ، مستی و بیخبری لازم است ...
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد
سلام
وبلاگ خوبی داری
وب من سایت جدیدالتاسیسه ولی...
ما قصد داریم به 10 نفر از 100 عضو اول نفری 6000تومان اعطا کنیم و تمامی امکانات پولی را براشون رایگان کنیم!+ به 10نفر از 10
درضمن توی این سیستم ،گروههایی شبیه یاهو هم درست شده که تو اگه بخوای بری گروه یاهو بزنی مهاله بتونی زیاد عضو بگیری ولی چون توی این سیستم جز اولینها می شی گروهت بعدا که سیستم اعضاش زیادتر شد گروهت میشه از قدیمیهای سیستم که همه عضوش میشن!میتونی ازین طریق آمارت را هم ببری بالا!
یا میتونی قسمتی از مطالب وبلاگت را توی وبلاگت در سیستم بنویسی و برای ادامه مطلب آنها مردم را به وبلاگ خودت ارجاع بدی تا آمارت و رتبه ات در گوگل بالاتر بره!
پس چرا وایسادی!؟ [گل]
یک نکته بیش نیست غم عشق
وین عجب کز هر زبان که می شنوم نا مکرر است
مبارک باشه . شروع قشنگی بود .
؛ هر کسی دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش ؛
موفق باشید .
سلام، برزین عزیز.
این عشقی که وصفش رو کردی معمولا نقطه ی مقابل نفرته.
سرفراز باشی.
در تفسیر رقص سما از ویژگی نی بسیار یاد شده.
برزین جان امیدوارم در این جا برایت خوب باشد.
چه قالب بامزه ای. lovely bear
اون بالا کیه که داره با اسم من تبلیغ می کنه؟ مثل من هم آی سودا را جدا می نویسه؟
خیلی وقت بود که فکر کردم چرا مولانا قبل از شروع دفتر اول ،هجده بیت نی نامه را سروده است.دنیای تمثیل پاسخگویم بود اما من دنبال چیز دیگری می گشتم.چرا از ابزار موسیقی ،نی.اگر جواب باشد که:انسان نخستین ابتدا با نی نواخت .ابزار دیگری هم بوده است.نی =روح انسان منتها روحی که آگاه است.وهزار سوال دیگر که از تفسیر فروزانفر تا زمانی وبقیه را خواندم و همینطور با خودم کلنجار دارم.//در ضمن خوشحالم که شما دوباره هستید.وممنون از انتخاب نی نامه برای شروع نکند که شش دفتر دیگری هم به دنبال داشته باشد.
سلام
منزل نو مبارک
نیمای عزیز
درود تمام آدم هایی که هنوز به فریاد همنوعانشان گوش می دهند بر نیمای نام آورمان!
یلدا مبارک
درود
ببخشید یهانتقاد داشتم امیدوارم ناراحت نشوید..تارنگارتون خیلی کسل بار شده دیگه خبری از اون تفسیرهای خوب قدیمی نیست..چرا؟
نوشته ووبلاگ جالبی دارید /ممنون
سلام
نی شبیه حنجره است؛ هر دو مولد صدا هستند.
سلام جون. آقا خوشحالیم هنوز هستید. چرا تغییر آدرس دادید اطلاع نمی دید برادر کلی پی تون گشتیم.
قشنگی این شعر و برداشتهای متنوع از آن درست مثل خود صدای نی هست
عشق یعنی میلاد دوباره انسان در جهانی عاری از هر نوع خشونت و رنج و الودگی.
نمایشگاه اثار نقاشی هنرکده کرمانی.۲۷ بهمن تا ۴ اسفند. ساعت بازدید(۱۰ صبح تا ۶ بعد از ظهر)
نشانی:کرج .مهرشهر.بلوار ارم.روبروی کاخ مروارید.جنب پارک هامون.فرهنگسرای مهر جوان
از شما دوستداران هنر دعوت میشود د از این نمایشگاه دیدن کنید.
سلام
مفید بود و زیبا
یهنی پیراهن کاغذی هم فیلتر شد ؟ اما چرا ؟
سلام عیدتون مبارک
این آدرس وبلاگ جدیدمه
http://mosalmanemolhed2.blogfa.com/
سلام نوبهارت مبارک . شاد و خرم باشی و از گزند بد خواهان در امان
سلام .... سلام ... سلام ... استاد برزین سلاااااااااااااااااااام .
این یعنی من خوشبخت هستم خیلی ها ... وقتی شما اینجایید و می نویسید ... وقتی من از شما یاد می گیرم . مرسی که خبرم کردید ... مرسی که اومدین .
بسیار زیبا ... بسیار عالی ...
من عاشق مولانا هستم و این تحلیل ، بر سواد من افزود. سپاس
با سلام
آقا برزین کجایی ؟
ستاره سهیل شدی؟
سلام بالاخره هستید یا نه؟ به این صفحه سر میزنید؟
برزین عزیز
مدتهاست که از شما بی خبریم
امیدوارم هر کجا که هستید تندرست و شاداب باشید
سلام
من شما هم که خیلی وقته ننوشتید.
وبلاگ جدید ساختم ایشالله سعی میکنم بهتر و بیشتر بنویسم.
http://mosalmanemolhedhaha.blogfa.com/
سلام. یادش به خیر پارسال خیلی مینوشتید. کجایید؟
عالی بود